صعود شگفتانگیز رایکونن در سوزوکا ۲۰۰۵
Photos by: McLaren
رایکونن و بازگشتی برای تاریخ
جایزه بزرگ ژاپن امسال آنچنان هیجانانگیز نبود که سر از پا نشناسیم، اما یک خاطره بهیادماندنی را زنده کرد: پیروزی کیمی رایکونن، درست بیست سال پیش. تیم ما تصمیم گرفت این لحظه تاریخی را دوباره مرور کند.
پس پیکان وفادارمان را روشن کردیم (باور کنید هنوز راه میرود!)، نوار کاست را در ضبط صوت گذاشتیم و راهی خیابان خلیج شدیم. برای یک سفر کوتاه بین نوستالژی، فرمول یک قدیمی و قصهگویی به سبک خودمانی آمادهاید؟
سوزوکا ۲۰۰۵ جایی که تاریخ نه با جوایز و جامها، بلکه با قلبها نوشته شد. در سرزمینی که خورشید هر روز از شرق طلوع میکند، آن روز، خورشید از جایگاه هفدهم در افق مسابقه طلوع کرد: کیمی رایکونن، مردی ساکت با روحی آتشین، آنچه را که غیرممکن مینمود، ممکن کرد.
در حالی که هنوز صدای موتورهای جایزه بزرگ ۲۰۲۵ در ژاپن خاموش نشده، و پیروزی تحسینبرانگیز مکس ورشتاپن در خاطرهها تازه است، مقایسه اجتنابناپذیر است. اما اگر قرار باشد از دل ۳۹ جایزه بزرگ برگزارشده در ژاپن یکی را برترین بنامیم، سوزوکا ۲۰۰۵ بیرقیب میدرخشد؛ نه فقط بهخاطر آنچه که رخ داد، بلکه بهخاطر چگونه رخ دادن آن.
در هفتهای که تنش در کمپ مکلارن بیداد میکرد و تنها دو امتیاز از رنو در جدول سازندگان پیش بودند، فشار، برقآسا بر تیم سنگینی میکرد. ران دنیس با چشمانی نگران به MP4-20 خیره میشد، ماشینی زیبا، پرسرعت، اما شکننده. باران بیموقع مرحله تعیین خط، همه چیز را دگرگون کرد. رالف شوماخر روی پول پوزیشن، جنسن باتن دوم و کیمی رایکونن؟ هفدهم. مسابقه برای بسیاری تمام شده به نظر میرسید. خود فیسیکله، راننده باتجربه رنو، قاطعانه گفته بود:
«از جایی که مکلارنها شروع میکنند، رسیدن به سکو برایشان سخت خواهد بود.»
اما مسابقه، قلم سرنوشت را در دست رایکونن گذاشت.
همهچیز با ریتمی سریع شروع شد. رالف پیش افتاد، باتن به عقب رفت، و آلونسو همچون موجی خروشان از جایگاه شانزدهم به هفتم رسید. مونتویا به سرعت از دور خارج شد. رایکونن هم اشتباهی کوچک در پیچ آخر کرد و به دوازدهم سقوط کرد. اما این آغاز صعودی خیرهکننده بود.
در طی سی دور، رایکونن با سبقتهایی برقآسا، خود را به جایگاه چهارم رساند. عبورش از مایکل شوماخر – اسطورهای که هنوز جادوی خاص خود را داشت – در دور ۲۹، لحظهای بود نفسگیر. مت بیشاپ، در کنار پیتر ویندزور نشسته بود، و با تردیدی همراه با امید گفت:
«کیمی میتونه اینو ببره.»
«نه»، جواب آمد.
اما امید به یقین بدل شد. رایکونن و فیسیکله وارد آخرین بازی استراتژی شدند. فیسیکله زودتر پیت رفت و رایکونن، با تلاش برای اورکات، باز هم پشت سر او بازگشت. تا دور ۴۶، هفت دور مانده، فاصلهای شکننده باقی بود. اما با هر دور، کیمی زمان میبلعید. در دور آخر، تنها یک طول خودرو میانشان فاصله بود. ویندزور اینبار خودش گفت:
«متأسفم، اما فیسی راهی نداره. کیمی ردش میکنه.»
و آن لحظه فرا رسید. پیچ نخست، فیسیکله داخل را بست. اما رایکونن، بیهیچ تزلزلی، دیرتر ترمز گرفت، بیرون زد و پیش افتاد. تصویری ماندگار از شجاعت و مهارت در اوج فشار. با گذشتن از خط پایان، دستانش را چون شمشیری افراشت. پیروزی نه با شانس، که با اراده آهنین رقم خورد.
ران دنیس به محض توقف خودرو، به سمت او دوید، بیآنکه حتی صبر کند کلاه ایمنیاش را بردارد. چانهبند را خودش بالا زد و گفت:
«عالی بود. واقعاً عالی. بینظیر.»
آلونسو هم در جایگاه سوم ایستاد، با عبوری خیرهکننده از شوماخر در 130R با سرعت ۳۲۶ کیلومتر در ساعت. شوماخر – اسطورهی زمان خود – آن روز دو بار از بیرون سبقت گرفت. یکی از آلونسو، یکی از رایکونن؛ هر دو رانندگانی از نسلی تازه، جسور، و بیپروا.
و فیسیکله؟ مردی با ۳۲ سال تجربه، شکست سختی را چشید. همانکه گفته بود جایگاه سکو برای مکلارنها دور از دسترس است، امروز میدید که نهتنها به سکو رسیدند، بلکه بر قله ایستادند.
سوزوکا ۲۰۰۵، نهفقط یک مسابقه، که یک افسانه بود. روزی که رایکونن، در قامت قهرمانی یخی، دل آتشین خود را نمایان کرد و نامش را با طلا در تاریخ نوشت.






